|
فقط او...
|

من عاجزانه می گویم که به عشق تو نیازمندم
من هنوز به بارگاهی نرسیدم
که عشق ببخشم و جان عشق طلب کنم
من تو را دوست دارم و از قلب سرخ تو به قلب ابی اسمان می رسم


چشمانت را برای زندگی می خواهم ![]()
اسمت را برای دلخوشی می خوانم ![]()
دلت را برای عاشقی می خواهم ![]()
صدایت را برای شادابی می شنوم ![]()
دستت را برای نوازش می خواهم ![]()
پایت را برای همراهی می خواهم ![]()
عطرت را برای مستی می بویم ![]()
خیالت را برای پرواز می خواهم ![]()
و خودت را نیز برای پرستش ![]()
